آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان مطالب و ديدني هاي روز مطالب زيبا سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی می كرد كه وزیری داشت . ادامه مطلب ... دو شنبه 22 اسفند 1390برچسب:ماجرای وزیر خوش شانس, :: 7:55 :: نويسنده : س.برج خانلو
جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ... ادامه مطلب ... یک شنبه 21 اسفند 1390برچسب:, :: 7:45 :: نويسنده : س.برج خانلو
پدر چهار تا بچه، اینها را گذاشت توی اتاق و گفت اینجاها را مرتب کنید تا من برگردم. میخواست ببیند کی چه کار میکند. خودش هم رفت پشت پرده. از آنجا نگاه میکرد میدید کی چه کار میکند، مینوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند برای خودش. ادامه مطلب ... چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:انتظار, :: 12:34 :: نويسنده : س.برج خانلو
داستان گربه های شمع بدست! ادامه مطلب ... یک شنبه 7 اسفند 1390برچسب:اصالت يا تربيت خانوادگي, :: 9:12 :: نويسنده : س.برج خانلو
کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد ادامه مطلب ... یک شنبه 7 اسفند 1390برچسب:رقابت سکون ندارد, :: 9:10 :: نويسنده : س.برج خانلو
مردی پسر تنبلی داشت که از زیر کار درمیرفت و همه چیز را به شوخی میگرفت. روزی او را نزد حکیم آورد و گفت: "از شما میخواهم به این پسر من چیزی بگویید که دست از این تنبلی و بیتفاوتیاش بردارد و مثل بقیه بچههای این مدرسه به دنیای واقعیت و کار و تلاش برگردد."." ادامه مطلب ... شنبه 6 اسفند 1390برچسب:تنبل, :: 12:36 :: نويسنده : س.برج خانلو
داستانک : او ، هنوز هم او بود... حکیمی جعبهاى بزرگ پر از مواد غذایى و سکه و طلا را به خانه زنى با چندین بچه قد و نیم قد برد.
ادامه مطلب ... دو شنبه 1 اسفند 1390برچسب:او هنوز بود , :: 9:23 :: نويسنده : س.برج خانلو
. نقل است كه از يك آخوند حاضر جواب اصفهاني پرسيدند كه آيا تا به حال پيش آمده است كه در پاسخ به متلكي ناتوان شوي؟ حاج آقا چرا اینقدر تو خودتون فرو رفتین؟ چهار شنبه 26 بهمن 1390برچسب:آخوند , :: 12:39 :: نويسنده : س.برج خانلو
يارو نشسته بوده پشت بنز آخرين سيستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان ميرفته، يهو ميبينه يك موتور گازي ازش جلو زد! ادامه مطلب ... یک شنبه 4 دی 1390برچسب:, :: 11:28 :: نويسنده : س.برج خانلو
![]() ![]() |